السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )

156

جواهر البلاغة ( فارسى )

1 - أمر ، مانند سخن خداى متعال : « فَهَلْ . . . » « 1 » آيا شما دست برنمىداريد ؟ استفهام در اين آيهء شريفه ، از معناى اصليش خارج شده و معناى امر ، پيدا كرده است . « انتهوا » يعنى دست بكشيد ، دست برداريد . 2 - نهى ، مثل سخن خداوند برين : « أَ تَخْشَوْنَهُمْ . . . » « 2 » : آيا از آنان ، مىترسيد خدا بايسته‌تر است براى اين‌كه از او بترسيد . 3 - برابر دانستن چون : « سَواءٌ عَلَيْهِمْ . . . » « 3 » بر آنان انذار تو و عدم انذار تو يكيست آنها ايمان نمىآورند . در اين آيه مباركه ، استفهام ، براى برابر دانستن و تسويه آمده است . 4 - نفى ، مثل سخن خداى و الا : « هَلْ جَزاءُ . . . » « 4 » آيا پاداش نيكىكردن غير از نيكى كردن است ؟ در اين آيهء شريفه ، استفهام ، براى نفى است . بدين‌سان كه : پاداش نيكىكردن غير از نيكىكردن ، نيست . 5 - إنكار ، چونان سخن خداوند متعال : « أَ غَيْرَ اللَّهِ تَدْعُونَ » « 5 » : آيا غير خدا را مىخوانيد ؟ در اينجا همزه براى انكار ، استعمال شده است . 6 - و التّشويق كقوله تعالى : هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلى تِجارَةٍ تُنْجِيكُمْ مِنْ عَذابٍ أَلِيمٍ . 7 - و الاستئناس كقوله تعالى : وَ ما تِلْكَ بِيَمِينِكَ يا مُوسى . 8 - و التّقرير كقوله تعالى : أَ لَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ . 9 - و التّهويل كقوله تعالى : الْحَاقَّةُ مَا الْحَاقَّةُ وَ ما أَدْراكَ مَا الْحَاقَّةُ .

--> و توضيح مطلب ، اين است كه : انكار نفى و اثبات به معنى نفى آن دو است . آنگاه نفى اثبات مساوى با نفى است و نفى مساوى با اثبات است . و انكار ، گاه براى تكذيب مىآيد مانند أَ يَحْسَبُ الْإِنْسانُ أَنْ يُتْرَكَ سُدىً ( قيامت ، 39 ) آيا انسان مىپندارد كه بيهوده آفريده شده است ؟ و گاهى براى نكوهش و سرزنش نسبت به آنچه رخ داده ، استعمال مىشود ، چون : « أَ تَعْبُدُونَ ما تَنْحِتُونَ » آيا آنچه را مىتراشيد مىپرستيد ؟ اين آيه ، برگرفته از سخن حضرت ابراهيم است كه در برابر قوم خويش ايراد كرد هنگامى كه ديد آنان بتهاى تراشيده شده از سنگ را مىستايند . امّا تقرير ، غالبا با همزه‌اى است كه در كنار « مقرر به » در مىآيد « مقرر به » يعنى چيزى كه نسبت به آن ، اقرار گرفته شده است ، مانند سخن تو كه مىگويى : « أفعلت هذا » زمانى كه بخواهى نسبت به فعل ، اقرار بگيرى و مثل سخن تو : « أأنت فعلت هذا » « زمانى كه بخواهى نسبت به فاعل ، اقرار بگيرى . و مانند أخليلا ضربت » در وقتى كه بخواهى نسبت به مفعول ، اقرار بگيرى . تقرير ، گاهى هم به غير همزه مىآيد ، چون : لمن هذا الكتاب و كم لى عليك . ( 1 ) . مائده / 90 . ( 2 ) . توبه / 13 . در اين آيه ، « أَ تَخْشَوْنَهُمْ » به معنى « لا تخشوهم » آمده است . ( 3 ) . بقره / 6 . ( 4 ) . الرحمان / 60 . ( 5 ) . انعام / 40 .